ضرب‌المثل‌ هرچه پیش آید خوش آید

چهارشنبه 11 شهریور 1405
تبلیغات

تبلیغات

جستجو

جستجو

امکانات جانبی

امکانات جانبی

منو کاربری


ارسال مطلب ویرایش پروفایل پنل کاربری صندوق پیام ارسال پیام پیام های ارسال شده تالار گفتمان خروج

ضرب‌المثل‌ هرچه پیش آید خوش آید

  • 173

انواع ضرب المثل, داستان ضرب‌المثل‌ هرچه پیش آید خوش آید

داستان ضرب المثل هرچه پیش آید خوش آید

مردم هرگاه گرفتار مساله یا با رویدادهایی در ظاهر ناخوش آیند روبه رو می شوند ، اغلب با داد و فریاد بر شانس بد خود لعنت می فرستند غافل از اینکه این اتفاق به ظاهر ناخوشایند و یا به عبارت دیگر " بد شانسی " بدون حکمت نبوده و بهر حال دلیلی داشته که شاید بعدها متوجه آن شویم.


روزی گله ای از گوزن ها از جنگلی به سرعت عبور می کردند که تا غروب نشده و هوا رو به تاریکی نرفته به محل زندگی یا لانه های خود بازگردند اما یکی از گوزن های نر براثر سرعت زیاد بی اندازه و کمی تاریک شدن جنگل ، چشم هایش به دقت کار نکرد و به قول معروف نتوانست " راه را از چاه " تشخیص دهد و شاخ های بلندش در میان شاخه های درختی تناور گیر کرد و هرچه تلاش کرد نتوانست خود را از دام به رهاند 

این گوزن که همراه خانواده اش در جنگل زندگی می کرد و از اینکه زندگی خوبی داشتند همیشه خوشحال بود و بیشتر گوزنها به زندگی صمیمی و خوب این خانواده حسرت می بردند ، گوزن دیگر خسته شده و همسر و بچه هایش نیز برای نجات پدر از این دام تلاش زیادی کردند اما نتوانستند پدر را نجات دهند .
گوزن پدر در این موقعیت گویی گذشته را از یاد برده و زندگی خوب در کنار خانواده اش را فراموش کرده بود و با خود می گفت : چقدر من بد شانسم ، اصلا از اول شانس نداشتم و چقدر بد بخت و بیچاره ام .

گوزن سپس به خانواده اش گفت : شما بازگردید شاید بتوانم تا فردا خود را رها کنم ، اما همسر و فرزندانش گفتند : " هرگز چنین کاری نمی کنیم و ما تا صبح پیش تو می مانیم ."
صبح خیلی زود یک چوب بر از آن محل عبور می کرد وقتی دید گوزن در میان شاخه های درختی تنومند گیر کرده و خانواده اش غم زده در کنارش ناظر گرفتاری پدرشان هستند ، دلش به رحم آمد و به سرعت بازگشت تا اره و تبر خود را از خانه بیاورد ، چوب بر ،شاخه ها و برگ ها راقطع کرد و گوزن را رهانید ، گوزن و خانواده اش خیلی خوشحال و مسرور شدند و گوزن نر همراه خانواده اش بلافاصله به محل زندگی خود بازگشتند و پس از دقایقی متوجه شدند که شب گذشته یک گله شیر گرسنه و خشمناک به محل زندگی گوزن ها در یکی از مناطق جنگل حمله برده و تقریبا تمام گوزن ها و جانداران دیگری را که نزدیک آن محل زیست می کردند از بین برده و جانداری در این محل باقی نمانده است اما گوزن و خانواده اش بخاطر در دام افتادن پدر از حمله شیرها مصون مانده و به زندگی خود ادامه دادند .
منبع:bazneshaste.com

گنجینه مثل ها و حکایات


  • تاریخ ارسال : سه‌شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 18:12
  • نویسنده :

می پسندم نمی پسندم
نظرات(0)

مطالب مرتبط


بخش نظرات این مطلب



ورود کاربران

ورود کاربران

عضويت سريع

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    موبایل :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    پشتيباني آنلاين

    پشتيباني آنلاين

      پشتيباني آنلاين
      آمار

      آمار

        آمار مطالب آمار مطالب
        کل مطالب کل مطالب : 3116
        کل نظرات کل نظرات : 157
        آمار کاربران آمار کاربران
        افراد آنلاین افراد آنلاین : 0
        تعداد اعضا تعداد اعضا : 1

        آمار بازدیدآمار بازدید
        بازدید امروز بازدید امروز : 0
        بازدید دیروز بازدید دیروز : 0
        ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
        ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 0
        آي پي امروز آي پي امروز : 0
        آي پي ديروز آي پي ديروز : 0
        بازدید هفته بازدید هفته : 2
        بازدید ماه بازدید ماه : 380
        بازدید سال بازدید سال : 1232
        بازدید کلی بازدید کلی : 1232

        اطلاعات شما اطلاعات شما
        آی پی آی پی : 216.73.216.101
        مرورگر مرورگر :
        سیستم عامل سیستم عامل :
        تاریخ امروز امروز : چهارشنبه 11 شهریور 1405
        آخرین نطرات کاربران

        آخرین نطرات کاربران

          ذاکرذاکر - سلام. به روز رسانی منظم نیست. مطالبی که در وبلاگ اخبار روز و سایت میثاق نیوز با هشتک# منتشر می شود را حتماً خود و دوستان بازنشر کنید. به صورت روزانه یا یک روز درمیان به روز رسانی کنید. - دوشنبه 08 دی 1404
          زکریاییزکریایی - سلام
          دوست عزیزم
          حالت چطوره
          سلامت و برقرار باشید
          پول ما چی شد آقا...... - دوشنبه 08 دی 1404
          زکریاییزکریایی - سلام دوست عزیز
          ببخشید که دیر شد.
          - دوشنبه 08 دی 1404
          زکریاییزکریایی - مخلصتیم بچه تهرون ، داماد ایتالیایی ، امانتی رو فراموش نکنی - دوشنبه 08 دی 1404
          زکریاییزکریایی - کجایی روله - دوشنبه 08 دی 1404
          زکریاییزکریایی - فدایی داری داداش - دوشنبه 08 دی 1404
          زکریاییزکریایی - خیلی بیستی - دوشنبه 08 دی 1404
          زکریاییزکریایی - هر جا باشم به یادتم روله - دوشنبه 08 دی 1404
          زکریاییزکریایی - عبادت قبول - دوشنبه 08 دی 1404
          زکریاییزکریایی - روله دوستت داریم - دوشنبه 08 دی 1404

          درباره ما

            به وبلاگ من خوش آمدید

          کلیه ی حقوق مادی و معنوی سایت مربوط به پاتوق رزمجویان بوده و کپی برداری از آن با ذکر منبع بلامانع می باشد.
          قالب طراحی شده توسط: تک دیزاین و سئو و ترجمه شده و انتشار توسط: قالب گراف

          💬 نظرات کاربران
          💬ثبت نام کاربران
          💬ورود کاربران